ایرنّا مُحی‌الدین بُناب

آيا زنان انسان ناميده مي شوند؟

آيا زنان انسان ناميده مي شوند؟

نوشته ي كاترين مكينون
ترجمه ي ايرنا محي الدين بناب

پنجاه سال پيش اعلاميه جهاني حقوق بشر تعريف كرد كه انسان كيست. اين اعلاميه به جهانيان نشان داد كه عنوان انسان به چه كسي اطلاق مي شود و آيا زنان هم انسان ناميده مي شوند؟
اگر ما زنان انسان بوديم ، آيا به خاطر درآمد ناچيز در داخل محفظه هايي با كشتي از تايلند به فاحشه خانه هاي نيويورك فرستاده مي شديم؟ آيا به خاطر تطهير ختنه مي شديم ( تطهير از چه!؟ ) و به شكل محدود شده، فرهنگ هاي خودمان را تعريف مي كرديم؟ آيا اگر انسان بوديم فقط مورد استفاده براي توليد مثل قرار مي گرفتيم؟ و اگر انسان بوديم وادار به انجام كارهاي بدون مزد در كل زندگي مان مي شديم؟ آگر انسان بوديم در مراسم سوزاندن جسد شوهران مان به همراه آنان سوزانده مي شديم؟ و اگر هم سوزانده نمي شديم يا شوهران مان از ما خسته مي شدند، مجبور نبوديم به عنوان يك زن بيوه بران گذران زندگي تن به خودفروشي دهيم. چرا كه براي مردان ارزش ديگري نداريم. اگر انسان بوديم براي كفاره گناهان خانواده مان يا براي كاميابي مالي آنان به كشيشان فروخته مي شديم؟ آيا به خاطر تمتع و توليد مثل برده مي شديم؟ اگر هم اجازه داشته ايم مزدي بابت كارمان دريافت كنيم اغلب وادار به انجام كارهاي پست با درآمد هايي صرفا در حد بخور و نمير اكتفا كرده ايم. اگر انسان بوديم براي استفاده جنسي و مهمان نواز ي در سراسر حهان در آن شكلي كه تكنولوژي امكان پذير مي سازد مورد خريد و فروش قرار مي گرفتيم؟ و از يادگيري خواندن و نوشتن كنار گذاشته مي شديم؟
اگر ما زنان انسان بوديم در نظر سنجي هاي عمومي و در حكومت ها صداي كمي يا اصلا صدايي نبايد از ما شنيده مي شد؟ آيا در پشت حجاب پنهان شده و يا زنداني در خانه بوديم؟ براي يك سرپيچي سنگسار مي شديم؟ آيا به وسيله مردان خويشاوند تا حد مرگ و گاهي منجر به مرگ كتك مي خورديم؟ و آيا مورد تجاوز نزديكان خود واقع مي شديم؟ اگر انسان بوديم آيا در نسل كشي ها مورد تجاوز قرار مي گرفتيم تا مرعوب شده جامعه قومي خود را ويران كنيم؟ در آن جنگ تعريف نشده اي كه هر روز در هر مملكتي در دنيا جريان دارد و زمان صلح ناميده مي شود هتك حرمت مي شديم؟ اكر ما زنان انسان بوديم آيا تجاوز به ما مورد لذت و خوشي متجاوزان ما قرار مي گرفت؟ اگر انسان بوديم تمامي اين اتفاقاتي كه مي افتاد، آيا طبيعي نبود اقدامي انجام شود؟
مقدار زيادي وقت و يك تمركز بر روي استثناهاي فريبنده اي كه در حواشي وجود دارد و لازم است داشته باشيم تا يك زن را واقعا در حمايت عظيم اعلاميه جهاني كه هر كس حقي دارد ، بعد از 50 سال دانستم كه تنها آن قسمت هر كس شامل ما نمي شود.
طنين زبان در ماده 1 اعلاميه جهاني ما را تشويق مي كند كه نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنيم. قبل از هر چيز ما بايد مرد باشيم تا آن روح شامل حال ما بشود، حداقل به ظاهر كلام توجه كنيد اگر ما همه را به اتحاد خوانده و بگوييم نسبت به يكديگر با روح خواهري رفتار كنيد آيا مردان خود را شامل اين جريان مي دانستند؟
ماده 23 اعلاميه به طور دلگرم كننده اي مي خواهد اين اطمينان را ببخشد كه حق هر كس كه كار مي كند بايد پرداخت شده تا يك زندگي ارزشمند براي خود و خانواده اش تدارك ببيند. هيچ جا براي كارهايي كه ما در خانواده انجام مي دهيم مزدي پرداخت نمي شود زيرا ما هر كسي نيستيم يا آنچه كه ما انجام مي دهيم كار نيست؟
زنان خانواده ندارند؟ يا آنچه كه زنان دارند بدون مرد خانواده نيست؟ اگر زني كه مزدي دريافت نمي كند يا حداقل پاداش مطلوب را نمي گيرد و در زندگي واقعي اش نيز مسئول تامين خانواده اش است و يا اصلا از تامين خانواده اش معاف است زندگي او تضمين شده است؟ آيا هستي اش لايق لقب انسان بوده است؟ آيا او انسان است؟ و حال آن كه هر كس حق دارد در حكومت كشورش شركت كند، پنجاه سال است كه حكومت ها هنوز هم به وسيله مردان اداره مي شوند؟ زنان كه در انجمن ها يا پارلمان ها ساكت هستند، آيا صداي انساني ندارند؟
مدركي كه مي توانست به شكل ويژه براي تشكيل اتحاديه هاي صنفي و خواست مرخصي سالانه با مزد تهيه شود ممكن است اطلاعاتي را جمع آوري كرده تا از آن طريق به زنان يادآوري كند كه به خاطر مادر بودن شان مورد لطف قرار گرفته اند. اگر زنان در اين سند انسان به حساب مي آيند ؟ آيا خشونت خانوادگي، خشونت جنسي از تولد تا مرگ از جمله فاحشگي، هرزه نگاري، موجوديت جنسي و بد نامي زنان و دختران نبايد از زبان روزمره كنار گذاشته بشود؟
به فرض تبعيض جنسي غدقن شده است. اما چطور است كه در عرض اين پنجاه سال غدقن شده است؟ مگر به صورت آرزو و هدف اين شرايط هنوز به طور واقعي كه به عنوان نوعي از آنچه كه انسان ناميده مي شود خوب توضيح داده نشده است. چرا استحقاق زنان به هدف اين شرايط هنوز به طور واضح براساس حق فرهنگي، حق بيان، حق مذهب، آزادي جنسي و آزادي تجارت مورد ترديد قرار گرفته است. گويي زنان دال هاي اجتماعي، صحبت جاكش ها، مقدس يا بت هاي جنسي، منابع طبيعي، غلامان و هر چيزي هستند جز موجود انساني؟
غفلت در اعلاميه جهاني صرفا لغوي نيست. زن بودن هنوز يك نام براي ناميده موجود انساني به شمار نمي رود. اگر ما نه تنها در اين خيالي ترين اعلاميه جقوق بشري واقعيت موقعيت زنان را در تمام تنوع آن در برابر حمايت هاي اعلاميه جهاني بسنجيم، نه تنها زنان حقوقي ندارند كه حمايت شود بلكه براي اغلب مردان جهان هم نگاه انساني به صورت يك زن مشكل است.
جهان نيازمند نگاه انساني به زنان است، به خاطر اين ، اعلاميه جهاني حقوق بشر بايد راه هايي را كه زنان به طور مشخص از حقوق انساني به عنوان يك انسان محروم هستند نشان دهد. بران اين روياي مجلل، اعلاميه جهاني بايد به اين حقيقت برسد كه براي احقاق حقوق بشر به طور كل هم واقعيت آن بايد به مبارزه خوانده شود و هم معيار هاي آن تغيير يابد.
و به راستي چه زماني زنان انسان ناميده مي شوند؟ چه زماني؟

+ ايرنا محي الدين بناب ; ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/۳٠
comment نظرات ()