ایرنّا مُحی‌الدین بُناب

دردناک است. بخوانيد:

دختران‌ «فصليه‌» دختران‌ ترس‌،تنهايي‌ و تحقير
در ميان‌ طايفه‌هاي‌ عرب‌ ، «نهوه‌» (ضم‌ع‌ضق‌) يك‌ سنت‌ است‌ . يك‌ قانون‌ قبيله‌يي‌ كه‌ امروزه‌ نيز كم‌وبيش‌ اجرا مي‌شود «نهوه‌ از نهي‌ گرفته‌ شده‌ است‌): يوسف‌ عزيزي‌ بني‌طرف‌ پژوهشگر فرهنگ‌ مردم‌ عرب‌ در مقاله‌ «آيين‌ فصل‌»در كتاب‌ عشاير و قبايل‌ مردم‌ عرب‌ خوزستان‌ در اين‌ باره‌ مي‌نويسد:«از دوره‌ جاهليت‌ تا كنون‌ پيوند دختر عرب‌ را با پسر عمويش‌ در آسمانها بسته‌اند و اين‌ در نظام‌ كهن‌ عشيره‌يي‌ يعني‌ اعطاي‌ حق‌ به‌ پسرعمو يا پسر پسر عمو يا هر كس‌ در اين‌ مدار جاي‌ مي‌گيرد تا مالك‌الرقاب‌ يا در واقع‌ صاحب‌ مجوز ازدواج‌ دختر باشد. بي‌اجازه‌ عمو يا پسرعمو يا بستگان‌ پدر،دختر حق‌ ندارد با كسي‌ ازدواج‌ كند و اين‌ در قاموس‌ قبيله‌ كفر شمرده‌ مي‌شود و كيفرش‌ جنگ‌ و جدال‌ و آتش‌ افروزي‌ و گاهي‌ قتل‌ است‌. كافي‌ است‌ پسرعمو يا پسرعموها به‌ خواستگار غريبه‌ يا حتي‌ پسردايي‌ اخطار كنند و او اصرار ورزد،حتي‌ اگر پدر و مادر و خود دختر هم‌ موافق‌ ازدواج‌ باشند،خونها ريخته‌ خواهدشد. مگر اينكه‌ ريش‌ سفيدها و سيدها پا پيش‌ بگذارند. عموزادگان‌ در اين‌ عرصه‌ حق‌ «وتو» دارند و بي‌رضايت‌ آنها هيچ‌ دخترعمويي‌ نمي‌تواند ازدواج‌ كند . گاهي‌ پسرعمو قدري‌ انعطاف‌ نشان‌ مي‌دهد و در برابر اخذ مبلغي‌ اغلب‌ گزاف‌ از پدر يا خواستگار دختر خود را كنار مي‌كشد و اجازه‌ ازدواج‌ با غير از خاندان‌ را «توشيح‌»مي‌كند. وگرنه‌ پسرعمو با داشتن‌ همسر هم‌ مي‌تواند دخترعمو را ب ه‌عنوان‌ «هوو» در گرو خود داشته‌ باشد و اين‌ بويژه‌ در ميان‌ خانواده‌هاي‌ شيوخ‌ ،سخت‌ مرسوم‌ است‌.» در «نهوه‌»پسر و دختر هر دو قرباني‌ يك‌ قانون‌ عشيره‌يي‌ هستند . اگر پسر عمو،دختر عمو را نخواهد،مي‌تواند از ازدواج‌ با او سرباز زند و حتي‌ اگر دختر بعدها خواستگار داشته‌ باشد،باز هم‌ بايد از پسر عمويش‌ اجازه‌ بگيرد و در صورت‌ مخالفت‌ او،دختر هيچگاه‌ نمي‌تواند ازدواج‌ كند. مي‌بينيم‌ كه‌ دختر قرباني‌ اصلي‌ است‌. اما پسر نيز در «نهوه‌» قرباني‌ است‌. چون‌ حتي‌ اگر علاقه‌يي‌ به‌ دخترعمويش‌ نداشته‌ باشد،باز هم‌ بخاطر آبروي‌ خانواده‌ و بيت‌ بايد تن‌ به‌ ازدواج‌ دهد. دختري‌ كه‌ پسرعمويش‌ با او ازدواج‌ نكند،دختر نجيبي‌ نيست‌،اين‌ را ذهنيت‌ عشيره‌يي‌ مي‌گويد پس‌ با اين‌ كار دامن‌ «بيت‌»آلوده‌ مي‌شود و چه‌ بهتر كه‌ چنين‌ اتفاقي‌ صورت‌ نپذيرد. همين‌ است‌ كه‌ در بعضي‌ نقاط‌ عرب‌ نشين‌ ،پسرعمو حتماص بايد با دخترعمو ازدواج‌ كند و بعدها در صورت‌ تمايل‌ با دختر مورد علاقه‌اش‌ هم‌. در اين‌ صورت‌ دختر عمو بايد كارهاي‌ منزل‌ را انجام‌ دهد و از نظر حقوق‌ انساني‌،عنصري‌ زيردست‌ خواهد بود و در هر صورت‌ او «عروسي‌» است‌ كه‌ نه‌ با عشق‌ و علاقه‌ كه‌ با «نهوه‌» زندگي‌ زناشويي‌ را آغاز كرده‌ است‌.
عرب‌ها در علت‌ اجراي‌ اين‌ رسم‌ مي‌گويند:«نهوه‌» قانون‌ عشيره‌ است‌. با اين‌ كار،افراد فاميل‌ پراكنده‌ نمي‌شوند و نسل‌،فاميل‌ خود را بيشتر مي‌كند تا اختلاف‌هاي‌ طايفه‌يي‌ ، همه‌ پشت‌هم‌ باشند. مهريه‌ و جهيزيه‌ دخترعمو هم‌ معمولاص كمتر است‌ و حتي‌ مي‌شود كه‌ دخترها را با هم‌ معاوضه‌ كرد.
در گذشته‌ در ميان‌ اعراب‌ ازدواج‌ كاملاص درون‌طايفه‌يي‌ و درون‌تيره‌يي‌ و حتي‌ درون‌بيتي‌ بود. امروزه‌ هم‌ كمتر اتفاق‌ مي‌افتد دختر به‌غير طايفه‌ يا به‌ غير تيره‌ خود بدهند. مگر اينكه‌ در طايفه‌ براي‌ دختري‌ شوهر پيدا نشود،تنها آن‌ موقع‌ است‌ كه‌ با جلب‌ رضايت‌ اهل‌ طايفه‌،دختر مي‌ تواند با مردي‌ از غير طايفه‌ ازدواج‌ كند.
در گذشته‌ «ناف‌بر» كردن‌ دخترها كاملاص رايج‌ بود. اين‌ عمل‌ توسط‌ رييس‌ حموله‌ (تيره‌)يا رييس‌ خانواده‌ انجام‌ مي‌شد. دختري‌ كه‌ حرف‌ بزرگ‌ فاميل‌ را ناديده‌ مي‌گرفت‌،مادام‌العمر نمي‌توانست‌ ازدواج‌ كند . كسي‌ هم‌ كه‌ دختر به‌ نام‌ او «ناف‌بر» شده‌ بود،حق‌ داشت‌ از ازدواج‌ دختر جلوگيري‌ كند. اين‌ هم‌ نوعي‌ «نهوه‌» بود و اگر دختر با كس‌ ديگري‌ ازدواج‌ مي‌كرد،داماد را حتماص مجبور به‌ طلاق‌ و فصل‌ مي‌كردند. اين‌ رسم‌ هنوز هم‌ در ميان‌ قبايل‌ عرب‌ منطقه‌ اجرا مي‌شود.
يكي‌ ديگر از ازدواج‌هاي‌ اجباري‌،در «فصل‌» زن‌ اتفاق‌ مي‌افتد. «فصل‌»نوعي‌ ديه‌ عشايري‌ است‌ كه‌ ريشه‌ در دوران‌ جاهليت‌ دارد. در «فصل‌» زن‌،خانواده‌ قاتل‌ مجبورند به‌ عنوان‌ ديه‌ فرد مقتول‌،يك‌ ،دو يا حتي‌ چهار زن‌ را به‌ عقد برادران‌ يا پسرعموهاي‌ مقتول‌ درآورند تا ظاهراص ميان‌ دو خانواده‌ قاتل‌ و مقتول‌ پيوند خوني‌ ايجاد شود . ولي‌ اين‌ پيوند به‌ قيمت‌ هتك‌ حرمت‌ و شخصيت‌ و تحقير زني‌ خواهدبود كه‌ به‌ عنوان‌ «ديه‌» يا به‌ عربي‌ محلي‌ «فصليه‌» تعيين‌ مي‌شود،يعني‌ زن‌ در اين‌ ميان‌ قرباني‌ مي‌شود. «فصليه‌» دشنامي‌ است‌ كه‌ با كمترين‌ اختلاف‌ در خانواده‌ به‌ رخ‌ زن‌ كشيده‌ مي‌ شود. در ميان‌ زنان‌ عرب‌،هيچ‌ دشنامي‌ بدتر و توهين‌آميزتر از اين‌ واژه‌ نيست‌. (عزيزي‌ بني‌طس‌رس‌ف‌،يوسف‌: 1372 ص‌ 108) دختران‌ «فصليه‌»دختران‌ ترس‌ و تنهايي‌ و تحقيرند. هيچ‌ مهريه‌يي‌ به‌ آنها تعلق‌ نمي‌گيرد و بدون‌ هيچ‌ جشن‌ و مراسمي‌ به‌ خانه‌ همسر مي‌روند. گاهي‌ دختران‌ «فصليه‌»تا پايان‌ زندگي‌ مشترك‌ حق‌ ديدار خانواده‌ خود را نمي‌يابند. مگر پنهاني‌ و دور از چشم‌ طايفه‌ كه‌ البته‌ بعد از تولد نوزاد پسر (تنها پسر و نه‌ دختر)زن‌ فصليه‌ ،پاره‌يي‌ از حقوق‌ انساني‌ خود را دوباره‌ به‌ دست‌ مي‌آورد.
يكي‌ ديگر از محدوديت‌ها در ميان‌ مردم‌ عرب‌ خوزستان‌، وصلت‌ عرب‌هاي‌ خوزستان‌ كه‌ شيعي‌ مذهب‌ هستند با اعراب‌ سني‌ مذهب‌ است‌. اعراب‌ سني‌ در خوزستان‌ كم‌ هستند. اما اعراب‌ بنادر شمالي‌ خليج‌فارس‌ و جزيره‌ها همگي‌ سني‌مذهب‌اند. اعراب‌ سني‌ ساكن‌ در خوزستان‌ كاملاص جامعه‌يي‌ در خود و بيرون‌ از جامعه‌عربي‌ خوزستان‌ هستند.
عرب‌ها به‌ عجم‌ها (غير عرب‌ها) دختر نمي‌دهند و از آنها دختر نمي‌گيرند. البته‌ در گذشته‌ عرب‌ها كاملاص مقيد به‌ اين‌ «بايدها و نبايدها» بودند. ولي‌ امروزه‌ به‌ دليل‌ تغيير مناسبات‌ اقتصادي‌،اجتماعي‌ در شهرها و صنعتي‌ شدن‌ جامعه‌،مهاجرت‌ها و...كاملاص رعايت‌ نمي‌شوند،هرچند هنوز هم‌ به‌ قول‌ عزيزي‌ بني‌طرف‌،شبح‌ عشيره‌ بر بالاي‌ شهرهاي‌ بزرگ‌ خوزستان‌ هم‌ سايه‌ افكنده‌ است‌.
عرب‌ ها به‌ «مزين‌ ق‌غهظق »ها (گروهي‌ شغلي‌ از جامعه‌ عربي‌ كه‌ از اقشار پايين‌ جامعه‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند و به‌ حرفه‌ سلماني‌گري‌ مشغولند) دختر نمي‌دهند و از آنها دختر نمي‌گيرند. همچنين‌ ازدواج‌ در ميان‌ بعضي‌ از گروههاي‌ شغلي‌ كاملاص درون‌همسري‌ است‌. مثلاص «هائيج‌»ها (گروهي‌ شغلي‌ كه‌ به‌ حرفه‌ جاجيم‌بافي‌ و پالان‌دوزي‌ مي‌پردازند) تنها در ميان‌ خود ازدواج‌ مي‌كنند و كسي‌ به‌ آنها دختر نمي‌دهد. در گذشته‌ رييس‌ طايفه‌ها (شيخ‌ها) تعداد زيادي‌ غلام‌ و كنيز داشتند كه‌ از سياه‌ها بودند و در اصطلاح‌ به‌ آنها «عبيد» و«عبيده‌» مي‌گفتند .هيچ‌ عربي‌ با «عبيد» و «عبيده‌» هيچ‌ وصلت‌ نمي‌كرد كه‌ هنوز هم‌ باقي‌ مانده‌ است‌. به‌ غير از اينها،اعراب‌ از كولي‌ها دختر نمي‌گيرند و به‌ آنها دختر نمي‌دهند.
يكي‌ ديگر از بايدها در ازدواج‌، نذري‌ دادن‌ دخترها به‌ سيدها است‌. سيدها در ميان‌ عرب‌ها از احترام‌ خاصي‌ برخوردارند و مردم‌ به‌ نام‌شان‌ نذر مي‌كنند و گاهي‌ حتي‌ دخترشان‌ را نذر خانواده‌يي‌ از سادات‌ مي‌كنند كه‌ بعد از رسيدن‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ بي‌مهريه‌ و مراسم‌ به‌ عقد سيدي‌ از آن‌ خانواده‌ درآيد. با هر اختلاف‌ سني‌ و حتي‌ به‌عنوان‌ زن‌ چندم‌.
«مهريه‌»و سنت‌ «صداق‌»
«مهريه‌» (ه#گ‌) در شب‌ خواستگاري‌ رسمي‌ (خس‌طوبه‌) بعد از موافقت‌ پدر عروس‌،با صحبت‌ ريش‌سفيدها و بزرگ‌ها از هر دو خانواده‌ مشخص‌ مي‌شود كه‌ همان‌ وقت‌ قابل‌ پرداخت‌ است‌ و معمولاص در قباله‌ عقد نوشته‌ نمي‌شود. خانواده‌ پسر ، آن‌ پول‌ را به‌ دختر مي‌دهند. معمولاص شيربهايي‌ كه‌ گرفته‌ مي‌شود،با نظر دختر صرف‌ خريد وسايل‌ ضروري‌ زندگي‌ مي‌شود. جهيزيه‌ در ميان‌ عرب‌ها چندان‌ رسم‌ نيست‌. اعراب‌ رسم‌ ديگري‌ هم‌ به‌ نام‌ «صداق‌» يا «صدايق‌» دارند. رسم‌ «صداق‌» به‌ اين‌ صورت‌ است‌ كه‌ براي‌ دختر مهريه‌يي‌ مشخص‌ نمي‌كنند. در عوض‌ خانواده‌ دختر يكي‌ از دخترهاي‌شان‌ را به‌ يكي‌ ازپسرهاي‌ طايفه‌ عروس‌ مي‌دهند. اين‌ دو دختر «صدايق‌» ناميده‌ مي‌شوند و ميزان‌ شيربها و ساير هدايا هم‌ براي‌ هر دو به‌ يك‌ اندازه‌ است‌. اگر بعدها در زندگي‌ مشترك‌،يكي‌ از زوج‌ها تصميم‌ به‌ طلاق‌ بگيرند،زوج‌ ديگر هم‌ حتماص بايد از هم‌ جدا شوند. در «صداق‌» گاهي‌ مهريه‌يي‌ مشخص‌ و مساوي‌ براي‌ هر دو زوج‌ تعيين‌ مي‌شود . گفته‌ شد كه‌ عرب‌ها رسم‌ جهيزيه‌دادن‌ به‌ دختر ندارند و با پول‌ «ه#گ‌» و «شيربها» براي‌ عروس‌ وسايلي‌ تهيه‌ مي‌كنند. البته‌ اگر داماد فاميل‌ يا پسرعمو باشد،ممكن‌ است‌ همين‌ هم‌ فراهم‌ نشود و به‌ عهده‌خودشان‌ گذاشته‌ شود.

افشين‌ نادري‌/ روزنامه اعتماد
+ ايرنا محي الدين بناب ; ۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/٢٧
comment نظرات ()