ایرنّا مُحی‌الدین بُناب

چالش هاي مادرسالاري - ۳

به تدريج پدر و سيستم پدرتباري به وجود آمد. به هرحال تا زماني كه سيستم خويشاوندي جايگزين شود، پدر سالاري وجود نداشته است. فهم سيستم خويشاوندي ابتدايي بدون توضيح اين رشته هاي تكاملي غيرممكن است. بدترين اشتباه بوسيله كساني صورت گرفته است كه مي گويند خانواده پدرسالاري هميشه وجود داشته است؟ آنان مقالات و كتاب هايي درباره ي گروه هاي پدرتباري ، كلان هاي پدرتباري - اگرچه اين ها همان خانواده پدرسالاري است، نوشته و مي گويند كه در حقيقت تشخيص كامل خويشاوندي پدرتباري براساس ساختار بنيادي كلان به عنوان مادرتباري و برادرتباري نيست.
خويشاوندي پدرتباري در دوره مادرسالاري بيش از يك ارتباط پدري بين دو كلان مادري كه به طور مسلم و برجسته از ارتباط برادر - مادر باقي مانده ، نيست. به عبارت ديگر هرچه كه كلان پدرتباري ناميده مي شود به طور بنيادي يك مادرتباري بوده است و برادران مادر مقام دائمي و مهم شوهر يا پدر را كه به تازگي پديدار شده است، اشغال مي كرده اند.
براي فهم واضح تر، يك تصحيح در توضيح سيستم خويشاوندي مادرتباري انجام شده است. معمولا اين سيستم به اين منظور به كار مي رود كه تبار به طور ريشه اي فقط از طريق خط مادر رديابي مي شود. به هر حال مادامي كه تبار در گل تز طريق خط مادري دنبال مي شود و دقيقا چون كلان يك كلان مادر - برادر است رد نر نيز از طريق خط برادر مادر رديابي مي شود. اين ممكن است قدري تعجب برانگيز باشد چرا كه وقتي متوجه مي شويم تحت لواي تابو يك برادر كلان نمي توانست با خواهر كلان ازدواج كند و بنابراين نمي توانست پدر بيولوژيكي پسر خواهرش باشد، به هرحال زماني كه به خاطر مي آوريم مردمان اوليه از اصل و نسب بيولوژيكي ناآگاه بودند و قرابت اوليه منحصرا يك قرابت اجتماعي بوده است. پس برادران مادرها تنها انجام دهنده ي كارهاي متعدد بچه هاي خواهرانشان بوده اند كه بعدها پدران جاي آنان را گرفتند.
همانطور كه گزارش هاي انسان شناسان نشان مي دهد، برادران مادرها نگهبان و آموزگاران پسر خواهرانشان بودند و تبارخط نر به طور متوالي و در نتيجه توارث از دايي به خواهرزاده مي رسيد. اين خط نسبي در سراسر عصر كلان مادرتباري و حتي بعد از خويشاوندي پدرتباري نيز ديده مي شود. به هر حال فهميدن قرابت پدر تباري در كلان برادر - مادر بدون تغيير ساختار اساسي آن امكان پذير است؟ تغيير خط تبار نر از برادر مادرها به پدر باعث فروپاشي برادر تباري و در نتيجه مادرسالاري شد و هر دو جاي خود را به پدرسالاري دادند.
در اينجا امكان ندارد به تمام عامل هايي كه بطور جدي منجر به از بين رفتن سيستم برادر - مادر بوسيله سيستم پدر شد، اشاره داشته باشيم. عامل هاي اقتصادي كه منجر به رشد مالكيت خصوصي و اختلاف طبقاتي و افت منزلت زنان شد قبلا بوسيله انگلس و ديگران بطور مفطل بررسي شده است و من اطلاعاتي را در مورد تكامل زنان اضافه كرده ام. آنچه در اينجا به ما مربوط مي شود تضادي است كه ارتباط بين برادران مادران و پدران وجود داشته و مانع انتقال آسان رديابي تبار نر از طريق خط برادر مادر به خط پدري مي شده است.
خانواده تقسيم شده
در كتاب تكامل زن ( انسان در عصر توحش ) شرح داده ام كه مادر خانوادگي ( اصطلاحي است كه من براي خانواده جفت مورگان ساخته ام) آخرين مرحله در تكامل سيستم مادركلان است زيرا در آن مرحله پدر و خويشاوند پدر تباري تشخيص داده شد. مادر خانوادگي يك خانواده تقسيم شده بود، وظايف پدري بين برادر مادر و شوهر تقسيم مي شد. به هر حال برادر مادر پيوند سنتي و دائمي با پسر خواهرانش را حفظ مي كرد،‌در حالي كه پدر فقط پيوند خويشاوندي ناپايداري را با بچه زنش داشت. يك پسر تنها زماني با پدرش خويشي داشت كه شوهر مادرش باشد و اغلب چنين ازدواج هايي به راحتي فسخ مي شدند.
بنابراين، در حالي كه خويشاوندي پدرتباري ( كه از نوع ضعيف و زيردست بود )‌توانست در داخل چارچوب مادرخانوادگي جايي بگيرد نه در نسل پدرتباري، ارتباط يك بچه با برادرمادرش خويشي خوني بود (‌البته به معني ابتدايي اين اصطلاح ) اين به معني آن است كه در تمام موقعيت هاي بحراني و تمام انتقام هاي خوني پسر كنار برادر مادرش مي ايستاد و نه در كنار پدرش. با اين تعهدات خوني تعيين اصل و نسب، وراثت و جانشيني از طريق دايي به او مي رسيد نه از طريق پدر.
اين تداوم تقسيم ذاتي در خانواده تقسيم شده مانع جدي در راه توسعه و شكل گيري خانواده تك پدري بود.
در بازنگري ممكن است چنين به نظر ما برسد كه آسان ترين و منطقي ترين امتياز در دنيا براي برادر مادر چشم پوشيدن از جايگاهش در خانواده خواهري و ترك وظيف پدري پسر خواهرش و پذيرش وظيفه پدري پسر زنش در سيستم پدرتباري باشد، اما آن راهي نيست كه در آن نقطه چرخش تاريخي در انتقال از خانواده تقسيم شده به خانواده تك پدري مطرح شده باشد.
در آن دوره سلسله هايي از سنت ها و آداب و رسوم به هم مي پيوستند. آنان نمي دانستند چرا و چگونه سيستم خويشاوندي مادرتباري يكطرفه شان را به ارث برده اند و نمي دانستند كه چطور خودشان را از چيزي كه منسوخ و قديم شده بود، رهايي بخشند.
نتيجه حمايت و مبارزات خوني بين خصوصيت رقابتي مردان يعني پدران، مادرتباري و پدرتباري بود. من در كتابم ( تكامل زن )‌ جزئيات روند بي نهايت دردناك جايگزين شدن خانواده تقسيم شده بوسيله خانواده تك پدري را شرح داده ام و به همان روش جايگزيني موازي، ازدواج فاميلي ( دختر عم - پسرعمو ... ) و مناسك گذر به مراجعه به آغاز و پدرشدن (couvade) به ريشه يابي خون خواهي و سيستم مبادله كه معمولا هديه دهي ناميده مي شود،‌پرداخته ام.
پي نوشت ها:
× تكامل زن: اين كتاب بوسيله آقاي دكتر محمود عنايت تحت عنوان ، انسان در عصر توحش، به زبان فارسي ترجمه شده است.
× اين مقاله براساس نطق اولين ريد در تاريخ 24 مه 1975 در جريان مناظره با پروفسور والتر گلد اسميت ، رييس پيشين انجمن انسان شناسي آمريكا در دانشگاه كاليفرنيا واقع در لوس آنجلس تهيه شده ولي به درخواست پروفسور گلد اسميت ، استدلال هاي متقابل وي به چاپ نرسيده است.
.......

اين مقاله در شماره 49 و 50 كتاب ماه ( هنر ) ويژه اسطوره و جنسيت / مهر و آبان 1381 منتشر شده است.

+ ايرنا محي الدين بناب ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱۳
comment نظرات ()